بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای موسوی ، نخست وزیر محترم
نامه استعفای شما باعث تعجب شد .

حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید ، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می گذاشتید .
در زمانی که مردم حزب الله برای یاری اسلام فرزندان خود را به قربانگاه می برند چه وقت گله و استعفاست . شما در سنگر نخست وزیری ، در چهار چوب اسلام و قانون اساسی ، به خدمت خود ادامه دهید . در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی رسید ،چون گذشته عمل می شود . این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود رای دهد.
تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است ، که اگر صلاح بداند به هر میزان که مایل باشد در اختیار دولت قرار خواهد داد .
همه باید به خدا پناه بریم ؛ و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سو ء استفاده کنند.
مردم ما از اینگونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده اند ، این حرکات هیچ تاثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت .
از آنجا که من به شما علاقه مندم ، ان شاء الله عند الملاقات مسائلی است که گوشزد می نمایم . والسلام .
15/6/67
روح الله الموسوی الخمینی
منبع : صحیفه امام - جلد 21 - صفحات 123 و 124.
پ. ن : این سند اولا برای ملاحظه علاقه مندان تاریخ تحولات سیاسی کشورمان و ثانیا برای دوست و دوستان مشابهی که در نظرات خود در روزنوشت قبلی من ( توزیع سیب زمینی دولتی و استعفای میر حسین موسوی ) ، احتمال داده بودند که شاید ما بی خبر بوده ایم و مهندس موسوی و امام بر سر این استعفا به توافق رسیده بودند ، تقدیم شد.




